دل نوشته های من
همه چیز از همه جا
آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود،صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمیکند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
سربسته مانند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
ای داد،کس به داغ دل باد دل نداد
ای وای،های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب که دیدیم،خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
((بادا)) مبادا گشت و ((مبادا)) به باد رفت
((آیا)) زیاد رفت و ((چرا)) در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا...درگلو شکست
قیصر امین پور
نظرات شما عزیزان:
تاريخ یک شنبه 4 دی 1390✖Comment ✖
سـاعت
19:9 نويسنده farnaz
яima |